(Code ghalebe Weblog)
X
تبلیغات
اشعار و نوشته های به یاد ماندنی


اشعار و نوشته های به یاد ماندنی

سخن های دلنشین

به همین زودی, یکی اومد به جام...

دیگه به گوشت, نمیرسه صدام...

داری چشاتو, میبندی روی من...

دلت نمیخواد, دیگه کنار تو بیام!


معلومه, بهش احساس پیدا کردی...

معلومه, نمیخوای پیشم برگردی...

میدونم, که منو بردی از یادت...

میدونی, هنوزم قلبم میخوادت!


همیشه, خنده هات یادمه...

جای من, کی باهات هم قدمه؟!

چی شده, چی اومد به سرم؟!

نمیتونم, تو رو از یاد ببرم!


بعد من, روزات چقد خوب میگذره؟!

به خیالت, اون از من عاشق تره!

یه روزی, تنها رویای تو بودم...

حالا میبینم, که نباشم بهتره!


نوشته شده در جمعه 22 شهریور1392ساعت 8:34 بعد از ظهر توسط آیدا - ن.ا | |

کنارم هستی و اما ٬ دلم تنگ میشه هر لحظه ...
خودت میدونی عادت نیست ٬ فقط دوست داشتن محضه !

کنارم هستی و بازم ٬ بهونه هامو میگیرم ...
میگم وای چقدر سرده ٬ میام دستاتو میگیرم !

یه وقت تنها نری جایی ٬ که از تنهایی میمیرم ...
از این جا تا دم در هم ٬ بری دلشوره میگیرم !

فقط  تو فکر این عشقم ٬ تو فکر بودن با هم ...
محاله پیش من باشی ٬ برم سرگرم کاری شم !

میدونم که یه وقتایی ٬ دلت میگیره از کارم ...
روزاییکه حواسم نیست ٬ بگم خیلی دوستت دادم !

تو هم مثل منی  انگار ٬ از این دلتنگی ها داری ...
تو هم از بس منو میخوای ٬ یه جورایی خود آزاری !

کنارم هستی و انگار ٬ همین نزدیکیاس دریا ...
مگه موهاتو وا کردی ٬ که موجش اومده اینجا ؟!

قشنگه رد پای عشق ٬ بیا بی چتر زیر برف ...
اگه حال منو داری ٬ میفهمی یعنی چی این حرف ؟!

 


نوشته شده در جمعه 5 فروردین1390ساعت 0:16 قبل از ظهر توسط آیدا - ن.ا | |

همیشه یکی بود و اون یکی ٬ هیچ وقت نبود ...
همیشه واسه بودن یکی ٬ اون یکی اضافه بود ...
همیشه این تنها بود و اون نبود ...
وقتیم که اون اومد ٬ این دیگه تنها نبود ... !
نوشته شده در شنبه 21 اسفند1389ساعت 2:19 بعد از ظهر توسط آیدا - ن.ا | |

خنده هامو با تو تقسيم ميكنم ٬ زندگيمو به تو تقديم ميكنم ...

مگه نميبيني غرق خواهشم ٬ من كنار تو پر از آرامشم  ؟!

بدون تو بودن سهم من نيست ٬ مني که به تو دل خوشم ...

كنار تو چشمام رنگ غم نيست ٬ با تو غمامو ميكشم ...

نميتونم از تو دور بمونم ٬ آخه به تو دل بستم و ... 

تو نباشي تنها نيمه جونم ٬ بگو ميگيري دستمو !

زنده موندن بي تو خنده داره ٬ تويي كه دنياي مني ...

حرفاي تو قلب عاشقت رو ٬ بگو كه به من ميزني !

عزيز من ٬ بگو هميشه با مني ... !

نوشته شده در سه شنبه 17 اسفند1389ساعت 1:57 بعد از ظهر توسط آیدا - ن.ا | |

دو دریچه ٬ دو نگاه ٬ دو پنجره ٬ دو رفیق ٬ دو همنشین ٬ دو حنجره ...
دو مسافر ٬ دو مسیر زندگی ٬ دو عزیز ٬ دو همدم همیشگی !

با هم از غروب و سایه رد شدیم ٬ قصه ی عاشقی رو بلد شدیم ...
فکر میکردیم آخر قصه اینه ٬ جز خدا هیشکی ما رو نمیبینه !

دو غریبه ٬ دو تا قلب در به در ٬ دو تا دلواپس این چشمای تر ...
دو تا اسم ٬ دو خاطره ٬ دو نقطه چین ٬ دو تا دور افتاده ی تنها نشین !

عاقبت جدا شدن دستای ما ٬ گم شدیم تو غربت غریبه ها ...
آخر اون همه لبخند و سرود ٬ چشم پر حسادت زمونه بود !

نوشته شده در پنجشنبه 12 اسفند1389ساعت 9:3 بعد از ظهر توسط آیدا - ن.ا | |

چند تا عکس یادگاری ٬  با یه بغض و چند تا نامه ... 
چند تا آهنگ قدیمی ٬ که همه دلخوشیامه !
 

آینه ای که رو به رومه ٬ غرق تو بهت یه تصویر ... 
بارونای پشت شیشه ٬ 
من و تنهایی و تقدیر !

دست من نیست نفسم ٬ از عطر تو کلافه میشه ...
لحظه ای که حسی از تو ٬  به دلم اضافه میشه ! 

باورم نمیشه اما ٬ این تویی که داره میره ... 
خیره میمونم به چشمات ٬ حتی گریه ام نمیگیره ! 

چشای مونده به راه و ٬  شب تنهایی و ماه و ... 
یه دل بی سرپناه و ٬  من  و خونه !
 

ساعت های غرق خواب و ٬ این منه بی تو خراب و ... 
یادت هرگز نمیمونه ٬ نمیمونه ... نمیمونه !

نوشته شده در پنجشنبه 5 اسفند1389ساعت 11:37 قبل از ظهر توسط آیدا - ن.ا | |

زندگی داستان زندگی مرد یخ فروشیست که از او پرسیدند فروختی ؟!

در پاسخ گفت : نخریدند ٬ تمام شد !

نوشته شده در پنجشنبه 28 بهمن1389ساعت 10:25 بعد از ظهر توسط آیدا - ن.ا | |

یک جایی میرسد که آدم دست به خودکشی میزند ، نه اینکه یک تیغ بردارد رگش را بزند ٬ نه

 قید احساسش را میزند ... ! 

 

 

نوشته شده در شنبه 16 بهمن1389ساعت 1:51 بعد از ظهر توسط آیدا - ن.ا | |

برای کسی که میگوید صداش گرفته ٬ سرش سنگیه ٬ و آب ریزش بینی دارد ٬ هی نسخه نپیچید !

 شاید بغضی در گلویش ترکیده باشد ... !

نوشته شده در دوشنبه 27 دی1389ساعت 4:12 بعد از ظهر توسط آیدا - ن.ا | |

به همین سادگی رفتی ٬ بی خداحافظ عزیزم ...

سهم تو شد روز تازه ٬ سهم من اشک که بریزم !

به همین سادگی کم شد ٬ عمر گل بی تو تو دستم ...

گله از تو نیست میدونم ٬ خودم اینو از تو خواستم !

به جون ستاره هامون ٬ تو عزیزتر از چشامی ...

هر جا هستی خوب و خوش باش ٬ تا ابد بغض صدامی !

تو رو محض خیره هامون نشه باورت یه وقتی ٬ که دوست ندارم اینو به خدا گفتم به سختی ...

من اگه دوستت نداشتم پای غم هات نمیموندم ٬ واست این همه ترانه از ته دل نمیخوندم !

 

نوشته شده در یکشنبه 26 دی1389ساعت 8:23 بعد از ظهر توسط آیدا - ن.ا | |

قالب : پيچك