کنارم هستی و اما ٬ دلم تنگ میشه هر لحظه ...
خودت میدونی عادت نیست ٬ فقط دوست داشتن محضه !
کنارم هستی و بازم ٬ بهونه هامو میگیرم ...
میگم وای چقدر سرده ٬ میام دستاتو میگیرم !
یه وقت تنها نری جایی ٬ که از تنهایی میمیرم ...
از این جا تا دم در هم ٬ بری دلشوره میگیرم !
فقط تو فکر این عشقم ٬ تو فکر بودن با هم ...
محاله پیش من باشی ٬ برم سرگرم کاری شم !
میدونم که یه وقتایی ٬ دلت میگیره از کارم ...
روزاییکه حواسم نیست ٬ بگم خیلی دوستت دادم !
تو هم مثل منی انگار ٬ از این دلتنگی ها داری ...
تو هم از بس منو میخوای ٬ یه جورایی خود آزاری !
کنارم هستی و انگار ٬ همین نزدیکیاس دریا ...
مگه موهاتو وا کردی ٬ که موجش اومده اینجا ؟!
قشنگه رد پای عشق ٬ بیا بی چتر زیر برف ...
اگه حال منو داری ٬ میفهمی یعنی چی این حرف ؟!

+
نوشته شده در جمعه 5 فروردین1390 0:16 قبل از ظهر توسط آیدا - ن.ا
|
همیشه یکی بود و اون یکی ٬ هیچ وقت نبود ...
همیشه واسه بودن یکی ٬ اون یکی اضافه بود ...
همیشه این تنها بود و اون نبود ...
وقتیم که اون اومد ٬ این دیگه تنها نبود ... !

+
نوشته شده در شنبه 21 اسفند1389 2:19 بعد از ظهر توسط آیدا - ن.ا
|
خنده هامو با تو تقسيم ميكنم ٬ زندگيمو به تو تقديم ميكنم ...
مگه نميبيني غرق خواهشم ٬ من كنار تو پر از آرامشم ؟!
بدون تو بودن سهم من نيست ٬ مني که به تو دل خوشم ...
كنار تو چشمام رنگ غم نيست ٬ با تو غمامو ميكشم ...
نميتونم از تو دور بمونم ٬ آخه به تو دل بستم و ...
تو نباشي تنها نيمه جونم ٬ بگو ميگيري دستمو !
زنده موندن بي تو خنده داره ٬ تويي كه دنياي مني ...
حرفاي تو قلب عاشقت رو ٬ بگو كه به من ميزني !
عزيز من ٬ بگو هميشه با مني ... !

+
نوشته شده در سه شنبه 17 اسفند1389 1:57 بعد از ظهر توسط آیدا - ن.ا
|
دو دریچه ٬ دو نگاه ٬ دو پنجره ٬ دو رفیق ٬ دو همنشین ٬ دو حنجره ...
دو مسافر ٬ دو مسیر زندگی ٬ دو عزیز ٬ دو همدم همیشگی !
با هم از غروب و سایه رد شدیم ٬ قصه ی عاشقی رو بلد شدیم ...
فکر میکردیم آخر قصه اینه ٬ جز خدا هیشکی ما رو نمیبینه !
دو غریبه ٬ دو تا قلب در به در ٬ دو تا دلواپس این چشمای تر ...
دو تا اسم ٬ دو خاطره ٬ دو نقطه چین ٬ دو تا دور افتاده ی تنها نشین !
عاقبت جدا شدن دستای ما ٬ گم شدیم تو غربت غریبه ها ...
آخر اون همه لبخند و سرود ٬ چشم پر حسادت زمونه بود !

+
نوشته شده در پنجشنبه 12 اسفند1389 9:3 بعد از ظهر توسط آیدا - ن.ا
|
چند تا عکس یادگاری ٬ با یه بغض و چند تا نامه ...
چند تا آهنگ قدیمی ٬ که همه دلخوشیامه !
آینه ای که رو به رومه ٬ غرق تو بهت یه تصویر ...
بارونای پشت شیشه ٬ من و تنهایی و تقدیر !
دست من نیست نفسم ٬ از عطر تو کلافه میشه ...
لحظه ای که حسی از تو ٬ به دلم اضافه میشه !
باورم نمیشه اما ٬ این تویی که داره میره ...
خیره میمونم به چشمات ٬ حتی گریه ام نمیگیره !
چشای مونده به راه و ٬ شب تنهایی و ماه و ...
یه دل بی سرپناه و ٬ من و خونه !
ساعت های غرق خواب و ٬ این منه بی تو خراب و ...
یادت هرگز نمیمونه ٬ نمیمونه ... نمیمونه !

+
نوشته شده در پنجشنبه 5 اسفند1389 11:37 قبل از ظهر توسط آیدا - ن.ا
|
زندگی داستان زندگی مرد یخ فروشیست که از او پرسیدند فروختی ؟!
در پاسخ گفت : نخریدند ٬ تمام شد !

+
نوشته شده در پنجشنبه 28 بهمن1389 10:25 بعد از ظهر توسط آیدا - ن.ا
|
یک جایی میرسد که آدم دست به خودکشی میزند ، نه اینکه یک تیغ بردارد رگش را بزند ٬ نه !
قید احساسش را میزند ... !

+
نوشته شده در شنبه 16 بهمن1389 1:51 بعد از ظهر توسط آیدا - ن.ا
|
برای کسی که میگوید صداش گرفته ٬ سرش سنگیه ٬ و آب ریزش بینی دارد ٬ هی نسخه نپیچید !
شاید بغضی در گلویش ترکیده باشد ... !

+
نوشته شده در دوشنبه 27 دی1389 4:12 بعد از ظهر توسط آیدا - ن.ا
|
به همین سادگی رفتی ٬ بی خداحافظ عزیزم ...
سهم تو شد روز تازه ٬ سهم من اشک که بریزم !
به همین سادگی کم شد ٬ عمر گل بی تو تو دستم ...
گله از تو نیست میدونم ٬ خودم اینو از تو خواستم !
به جون ستاره هامون ٬ تو عزیزتر از چشامی ...
هر جا هستی خوب و خوش باش ٬ تا ابد بغض صدامی !
تو رو محض خیره هامون نشه باورت یه وقتی ٬ که دوست ندارم اینو به خدا گفتم به سختی ...
من اگه دوستت نداشتم پای غم هات نمیموندم ٬ واست این همه ترانه از ته دل نمیخوندم !

+
نوشته شده در یکشنبه 26 دی1389 8:23 بعد از ظهر توسط آیدا - ن.ا
|
نميدانم گنجشک ها که شبيه هم هستند ، چه طور همديگر را ميشناسند و نميدانم چند نفر شبيه من هستند که تو ديگر مرا نميشناسي !

+
نوشته شده در سه شنبه 21 دی1389 12:20 بعد از ظهر توسط آیدا - ن.ا
|